X
تبلیغات
رایتل

زندگی من و همسرم

من مادر دخترکی فرشته گون هستم

شنبه 30 مهر‌ماه سال 1390 ساعت 11:34 ب.ظ

مایا

9 ساله بودم کانون پرورش فکری می رفتم ... یه کتاب قطوری بود به اسم هزار سال شعر فارسی بیشتر اوقات امانت می گرفتمش و روی تاب توی حیاط شعرهاش رو حفظ می کردم درست همون جایی که 16 سال بعدش بابا رفت... 

باز این چه شورش است که در خلق عالم است... 

علی ای همای رحمت.... 

درد عشقی کشیده ام که مپرس...... 

اما از همه بیشتر شعری بود که ترانه اش رو یه خواننده کرد زبان می خوند  (الان سرچ کردم جلال الدین محمدیان بود)

 

مردان خدا پرده ی پندار دریدند
یعنی همه جا غیر خدا یار ندیدند

هر دست که دادند همان دست گرفتند
هر نکته که گفتند همان نکته شنیدند

یک طایفه را بهر مکافات سرشتند
یک سلسله را بهر ملاقات گزیدند

جمعی به در پیر خرابات خرابند
قومی به بر شیخ مناجات مریدند

یک فرقه به عشرت در کاشانه گشادند
یک زمره به حسرت سر انگشت گزیدند
یک جمع نکوشیده رسیدند به مقصد
یک قوم دویدند و به مقصد نرسیدند

فریاد که در رهگذر آدم خاکی
بس دانه فشاندند و بسی دام تنیدند

همت طلب از باطن پیران سحرخیز
زیرا که یکی را ز دو عالم طلبیدند


زنهار مزن دست به دامان گروهی
کز حق ببریدند و به باطل گرویدند

چون خلق در آیند به بازار حقیقت
ترسم نفروشند متاعی که خریدند

مرغان نظرباز سبک سیر «فروغی»
از دامگه خاک بر افلاک پریدن 

 

آن وقتها از آهنگ قشنگ خواندنش راحت حفظ شدم و این روزها مدام پیش خودم بیت پر رنگ شده اش رو زمزمه می کنم



 قبلا راجع به online language exchange نوشته بودم برای من که مفید بود چون با چند تا  آدم خوب آشنا شدم یکی از این آدمها دختری 19 ساله از الجزایر هستش به نام مایا. 

مایا در 19 سالگی به زبانهای انگلیس فرانسه و عربی تسلط کامل داره  فارسی  و اسپانیایی رو هم خیلی عالی پیشرفت کرده فارسی تا حدی که مازیار فلاحی و ترانه هاش رو می شناسه...19 ساله دانشجو مسلط به 5 زبان زنده دنیا ...


 این پیشنهاد ها هم داره یه پای ثابت نوشته های من می شه  

اینجا هم جای جالبیه سری بزنین بد نمی گذره