X
تبلیغات
رایتل

زندگی من و همسرم

من مادر دخترکی فرشته گون هستم

دوشنبه 27 شهریور‌ماه سال 1391 ساعت 09:25 ق.ظ

سلام شیمی ، سلام درس ، سلام دانشگاه

با ناباوری به درصدهای کارنامه دانشگاه آزاد نگاه میکنم و یادم میاد روزی را که بی حوصله با پاهایم روی موزاییک های کلاسی درس دانشکده علوم پایه ضرب گرفته بودم تا کی بهمون وقت می دن بیایم بیرون و همون وقت هم توی دلم خودمو نفرین میکردم این همه راه اومدی تهران که گند بزنی به همه چی ... وقتی نتایج دانشگاه ملی اعلام شد و شیمی آلی پیام نور قبول شدم یه کم ته دلم رنگ امید گرفت هر چند همسر گرامی ذوقم رو کور کرد حسابی اما حالا داشتم با ناباوری که بعد از چند دقیقه جای خودشو به اشک داد درصدهای عالی که زده بودم رو نگاه میکردم و به "واحد علوم تحقیقات" که بهم چشمک می زد . مرسی خدا مرسی خدا جونم هیچ وقت لطفت رو فراموش نمیکنم