X
تبلیغات
رایتل

زندگی من و همسرم

من مادر دخترکی فرشته گون هستم

جمعه 22 مهر‌ماه سال 1390 ساعت 02:06 ق.ظ

می گذرند روزها

آن روزهایی که لب تاب در استراحت بود وقت کم می آوردم وای به حالا که درست شد....خیر سرم یه ماه مثل آدم داشتم برای ارشد می خوندم.... 

امشب مهمانی دعوت داشتیم و دروغی گفتیم و نرفتیم چون به صلاحدید جناب همسری ما که آنها (!) را پاگشا نکرده بودیم زشت بود برویم شام خانه شان......جیغ و داد و دعوا هم راه به جایی غیر از تجویز یک دوره یه هفته ای افسردگی نبرد...... 

اونقدر دلم برای اینجا تنگ شده بود که اگه تا خود صبح بشینم و بنویسم خسته نمی شم اما فعلا همینا کافیه خوبیم و دخترک هم خوبه به قول قیصر عزیز  

شادم چون می گذرد.... 

آب ، بابا ، مامان و مامانی ،الی ، غذا، غاز ،ابس(اسب) ، بد ،نه ،علی، الو ،بریم، برو ،بده ، عمه عمو، محمد،موز،چیب(سیب)،قلی(عروسک کچلش)، پیشی ، بردش، نیست،داغ ، زرد، daddy،dog،go go،red،bird،گرگه ،پبانه(پروانه) ...(همینا یادم بود) 

اینها دایره لغات کودک 13 ماه و 21روزه منه...که بلده الکی بخنده الکی گریه کنه اردک بشه مامانی و خاله هاشو بترسونه...توی قایم باشک و گل یا پوچ حرفه ای شده سعی می کنه پاهاش رو به پدال سه چرخه ش برسونه حلقه های هوش رو تا 80 درصد خودش تنها درست می کنه توپ رو در حین دویدن شوت می کنه و دائم دو تا کتاب اسم حیوانات و شنگول و منگول دستشه و مجبورمون می کنه صد بار براش بخونیم......همچنان عاشق موز و ماست و پرتقاله...