X
تبلیغات
رایتل

زندگی من و همسرم

من مادر دخترکی فرشته گون هستم

پنج‌شنبه 2 دی‌ماه سال 1389 ساعت 12:46 ب.ظ

۶کیلو و ۷۰۰گرم

واکسن دخترک رو زدیم...قد و وزن و قطره مولتی و..... 

همونطوری که پیش بینی شده بود دخترک تنها اندکی بعد از واکسن گریه کرد و بعد که بغلش کردم و بوسیدمش گریه ش قطع شد و حتی بهیارای شبکه بهداشت خنده شون گرفته بود و باورشون نمی شد دخترکم اینقدر آروم باشه...دخترکم فعلا که فقط برای دور شدن من از خودش گریه کرده .... 

امروز می رم دکتر و میرم کاشی و سرامیک ببینم و انتخاب کنم...