X
تبلیغات
رایتل

زندگی من و همسرم

من مادر دخترکی فرشته گون هستم

دوشنبه 29 مهر‌ماه سال 1392 ساعت 10:38 ق.ظ

پرستار کوچولو

- چرا چشمات خوشحال نیست دخترم؟

- چون نگرانتم...دلمم برات می سوزه...

-چرا خانوووم؟

- خب پشتت درد میکنه...تو بخواب مامان من مواظبت هستم...

داشتم به همسری میگفتم یه کم کمرم درد میکنه که دخترک اومده تو بغلم و مکالمه بالا پیش اومد...