X
تبلیغات
رایتل

زندگی من و همسرم

من مادر دخترکی فرشته گون هستم

پنج‌شنبه 18 خرداد‌ماه سال 1391 ساعت 10:35 ق.ظ

یک زندگی آرام

شنگول خوبی...آفرین دختر خوب اینجا بشین آآآآآآآآآآآآآآفرین.... 

این مکالمه چند دقیقه پیش شازده خانوم با عکس یه گوسفند تو کتاب جدیدشه... 

یا داره کارتون می بینه بعد میگه مامااااااااااااااااان بیاااااااااا گاوه چی میگه( انگار من بلانسبت ...) 

صبح زود پا میشه بعد میگه تووو رو خدا نخواب مامان جون... 

کلا زندگی تعطیل شده کار من شده هر دقیقه از حرفا و جمله بندی های خانوم خانوما(به قول خودش باز) چشمام ۴ تا شه الانم که داشتم اینو تایپ میکردم اومده میگه مامان دستم بده من بیا اینو نمی خوام سی دیه بیار EIEIO(ای آی ای آی اُ) بذار . 

خلاصه خوش میگذره باهاش هر حرف جدید هر کار جدید مثل یه بمب انرژی می مونه. 

فردا جشن عقد یکی از همکارای همسریه ما هم دعوتیم دیروز رفتم آرایشگاه صورتم شده بود مثل جنگل بس که بی ریخت شده بودم نمی دونم چه حکمتیه که همه لوازم آرایشیم این دفعه با هم تموم شدن امروز روز بیکاریه خیلی حوصله م سر رفته دارم کتاب میخونم "یک عاشقانه آرام "ِ نادر ابراهیمی .... خیلی خوشم اومده ازش اگه نخوندین امتحانش کنین