X
تبلیغات
رایتل

زندگی من و همسرم

من مادر دخترکی فرشته گون هستم

شنبه 19 تیر‌ماه سال 1389 ساعت 01:11 ق.ظ

به کی بگم یه کم نازم کنه که به م نخنده؟؟؟؟

انگار هنوز هم  با وجودی که دیگر نیستی  یا لااقل توی این دنیا و بین ما نیستی تنها کسی هستی که صدای تنهاییم رو می شنوی ...فقط تویی که وقتی احساس تنهایی می کنم شبش خودت رو به خوابم می رسونی اونقدر می مونی و حرف می زنی و لبخند می زنی که صبح وقتی بیدار می شم منتظرم صدای شالاپ شلوپ های همیشگیت رو از ظرف شویی بشنوم در حالی که به شدت سعی می کنی بی صدا چایی دم کنی

همیشه یادت بود امکان نداشت تولدم رو فراموش کنی با وجودی که آخرای ماه بود و برای ما که فقط حقوق معلمی تو رو داشتیم کمی سخت می شد اما تو همیشه برنامه 20 تیر رو داشتی هر سال حتی وقتی ازدواج کردم حتی وقتی عزادار بودی حتی وقتی مریض شدی 20 تیر رو یادت می موند و من عاشق همین حافظه تو بودم

تنهایی ام رو با کی قسمت کنم که بفهمه؟


 

وام درست شد...به قول همسری قصاب که برای خریدن گوشت خودشم نمی ره تو صف بایسته! 

الان هم با یه قرار داد کارا رو تحویل پیمان کار داده فعلا حدودای 40-50 تومن داریم ببینیم تا کجای کارمون رو پیش می بره


کار ما این مدت فقط اومدن رفتن بوده کمی پشتم درد می کنه کاش کمی شجاع بودم