X
تبلیغات
رایتل

زندگی من و همسرم

من مادر دخترکی فرشته گون هستم

شنبه 29 خرداد‌ماه سال 1389 ساعت 11:23 ق.ظ

تنبل ها به بهشت نمی روند!

اونقدر حرف دارم برای گفتن که خودمم نمی دونم چطوری جمع و جورشون کنم بس که تنبل شدم تو نوشتن ... 

خواهر همسری 26 خرداد با سزارین بچه ش رو به دنیا آورد و یه چند روزی تو بیمارستان بود هر چند ما دور بودیم اما گزارش لحظه به لحظه رو از منابع مختلف می گرفتیم! 

منم فهمیدم بعد از به هوش اومدن اگه خیلی تکون تکون بخوری گیجی بی هوشی یه مدت بیشتری دامنت رو می گیره به همین سادگی! 

با یه موسسه زبان برای کار ترجمه شروع کردم به همکاری خیلی حال می ده توی دنیا هیچی به اندازه ترجمه و فهم یه متن از یه زبان دیگه روح منو ارضا نمی کنه ... 

در مورد فوتبال و جام جهانی و کره جنوبی و ....هزار تا حرف دارم هر وقت سرم خلوت شد و حس تایپ داشتم میام می نویسمش