X
تبلیغات
رایتل

زندگی من و همسرم

من مادر دخترکی فرشته گون هستم

سه‌شنبه 10 آذر‌ماه سال 1388 ساعت 01:29 ق.ظ

بدون همشهری

این هفته هنوز همشهری جوان نخریدم یعنی به اینجا که زندگی می کنم هنوز نیومده همیشه ۵شنبه ها می اومد...دلم تنگ شده براش همشهری خونم پائین اومده...دارم یه پست خیلی طولانی می نگارم تایپش تموم شد میارم می ذارمش شاید فردا شاید پس فردا..امشب رفتیم خونه همون همکار همسری که اومدن خونه مون و براشون یه تابلوی خوشگل خریدیم مثل اون قبلیه...و خوش گذشت چون خانمش خیلی خانم و باوقاره و اصلا تو خطهای  خاله زنکی نیست و من خیلی لذت می برم از هم صحبتی باهاش.یه دختر بانمک دو ونیم ساله داره که* ز* رو *س* می گه و کلی زبون می ریزه