X
تبلیغات
رایتل

زندگی من و همسرم

من مادر دخترکی فرشته گون هستم

دوشنبه 9 آذر‌ماه سال 1388 ساعت 12:51 ق.ظ

فوتبال و دیگر هیچ

کلاس سوم راهنمائی بودیم غیرانتفاعی فدک یه کلاس ۱۲ نفره ویه علاقه خیلی مشترک داشتیم فوتبال.....من حافظه خوبی دارم و خوب یادمه اون روز زبان داشتیم و عربی و به تنها چیزی که فکر نمی کردیم درس بود.من گفته بودم بازی ۲-۲ مساوی میشه و از هم خداحافظی کرده بودیم وساعت ۴ بعد از ظهر تلفن خونه ما قطع نمی شد چون بازی ۲-۲ شده بود چون همه خوشحال بودیم چون دیگه هیچ وقت اون شادی جمعی رو با هم نداشتیم چون بعد از اون هی باید این غرور ملی لعنتی رو از توی زمینهای فوتبال جمع می کردیم یادش به خیر...